#1 درس یاد گرفتم، وقتی در چند صد میلیون  بدهی فرو رفتم و در بسترمریضی بودم…

یه لحظه صبر کنید بچه ها گوش کنید می خوام این نکته بگم،

خوب 100% واقعیت داره. زندگی روشی جالب برای یاد دادن درس ها و تجربه ها به ما داره، من رو که از عرش به فرش رسوند.

به هر حال، هر روز صبح که از خواب بیدار می شدم برای چیزایی که یاد گرفتم شکرگزار بودم

ببینید، من از چندین سال پیش برای به واقعیت تبدیل کردن آرزوهام شروع به جنگیدن کردم .

  • فقط 300 هزار تومان در حساب بانکیم داشتم
  • از نظر تجربه صفر بودم
  • سردرگم بودم و مجبور بودم خودم انجامش بدم

اون موقع، من یک سرکش بودم – هرکاری که دلم میخواست انجام میدادم- چیزی برای ریسک نداشتم. چیزی برای از دست دادن نداشتم.

18 ماه گذشت ، یه چیز فوق العاده کشف کردم…

حس می کردم چیزی کشف کردم که مثل یه رازه

من با چند فرمول ساده خودمو بالا کشیدم که به نظر می رسید هر چه تکرارش می کنم باز هم کار می کنه. تکرار و تکرار. تکرار و تکرار.  3سال بعد، من کسب و کارم رو از 20 میلیون به 2.5 میلیارد در سال رسوندم…

زندگی عالی بود، درسته؟

خوب میتونست همینطور باشه اگر به اون راز می چسبیدم، اما این کار رو نکردم…

بنابراین چه اتفاقی افتاد؟

سال 1398، همه چیز به سمت نابودی پیش رفت…

تقریبا با یک چشم به هم زدن…

من خودمو تو کلی بدهی دیدم, پر از استرس, مریض و تو بستر مرگ…

اون موقع بود که یکی از بزرگترین درس ها رو درک کردم که تا اون موقع از زندگی ام یاد گرفته بودم…

اینجا را کلیک کنید تا به صفحه بعد بروید